بغض غلیظ ِ چند ساله...
چقدر سخت است که دلت برایش بسوزد
ولی عقلت به بهانه ی عدم تجربه،
در چرایی نگاهش به درک ننشیند
حس ِ سپید ِ پسرک خیره به سبزه ها و ماهی ِ قرمز را، می گویم
که لکنتی تلخ بر فضای زبانش نشسته بود
در هنگامه ی پرسیدن بهای ِ چند نماد ِ ایرانی بودن.........
خداوندا، تا چند بهار دیگر باید
حسرت نشین ِ نگاه معصوم ِ کودکانه ای باشم، "ماهی قرمز" در دست؟
کو منجی ِ عدل گسترت....
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۸۷ ساعت 12:30 توسط هستي
|
میشود زیبایی پاییز را با هم