می روم ولی
دلم برای چشم های تو
عجیب می طپد...
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم دی ۱۳۸۹ ساعت 14:58 توسط هستي
دلم برای چشم های تو
عجیب می طپد...
میان دست های من
سكوت، سهم ما ز عشق
اي تا هميشه خوب من
...
برايت خوشحالم،خيلي...
شاد باش و عاشقانه هاي زندگيت را هر چه زيبا تر بسراي..
رهاي من
پروردگار مهربان راهنماي راهت
به لحظه های پر ز بودنت
تلاقی نگاه ما
سکوت و لحظه های بی صدا
دلتنگتم...
یعنی تو هم؟
جسارت از نوشته هایم می بارد شاید، اما من قصه پردازم....همین.
بی قرار چشمانت
چه غم انگیز است
ماجرای صیدی که در پی صیاد است....