سلامی از آخرین روز تابستان...

بازهم تابستان در سکوت گذشت و پاییز و حرف های بی شمارش از راه رسید...

من به این خانه رسیدم بالاخره اما تو رفته ای...

و آمدنت را تنها خدا می داند!