سلام

از مقابل حرم

و برای اولین بار در مشهد نوشتن....

گذشت، ایام گذشت و من از تو گذشتم

سخت بود، بسیار سخت بود تمام خاطراتت را از خاطر بردن

هنوز ابتدای راهم اما امیدوار

هر لحظه شوق نگاهت بی قرارم می کند اما چشم می بندم بر تو و تمام خاطراتت

امیدوارم

مرا ببخش که ناخواسته بی قرارت کردم

برایت قرار می خواهم از ملجا آرامش و خوبی ها....


چقدر زندگی زیباست در حریم حرمش، جرعه جرعه آرامش...

در سکوت من بغض طولانی ندیدنت نهفته است...

من سکوت می کنم

حرف های من برای تو- از زبان او:

«از این کوچه هر روز

از این شهر هر بار...

و هر روز و هر بار دلتنگم ای یار!

..

من از عشق داغم

و از داغ سرشار.»

http://amiralavi.persianblog.ir/





 

 

دلتنگی جاریست در ابتدای روزهای نبودنت....

می روم فردا- برای دومین بار به سرزمین سادگی ها می روم

در جستجوی جرعه ای آرامش.

 

چشم که می بندم

چشمانت  وتکراری وصف ناشدنی نگاهت...

 

الهی و ربی

من لی غیرک؟!...