یک شنبه هم رسید

وقتی که در خیال من، هر روز شنبه است...



ادامه نوشته

هی سیب می دهد به خورد نگاهم، نگاه تو

حوای چشم تو آدم نمی شود...

.

قشنگ بود، تو پلاس دیدم

.

به سادگی لحظه های دیدنت

"یک" را از کنار شنبه پاک می کنم

و باز هم شنبه های خوبمان را

تا همیشه گوشه ی دلم ثبت می کنم...

.

شاعرترم شنبه ها انگار و بی قرار تر

.

 غمگینی پاییز را دوست دارم و تنهایی اش را

ادامه نوشته

شنبه ها همیشه همیشه سرشار معجزه اند

پر از حادثه

....

روزگاریست که دیگر ماجرا از ابر و باد و بقیه دوستان فراتر رفته است

اما هنوز هم-همچون همیشه- شنبه ها به تنهایی قادرند قدرت نمایی کنند...

...

پاییز و تنهایی اش، بسی غریب و شیرین است!

ادامه نوشته

سلام

چقدر قشنگه که اول مهر، شنبه باشه

حیف که خیلی حسش نکردم!

دیشب کلی بیدار بودم و امروز با زنگ مامان بیدار شدم، ج ندادم که بپرم حاضر بشم

بدو بدو، فقط چند لقمه صبحانه

توی راه به مامان زنگ زدم، دانا رفته بود مدرسه و چقدر منتظر زنگ ما بوده...

رسیدم 202

.....کلاس تشکیل نمی شود...

حالا دوهفته است همه ی کلاسا تشکیل شده ها، همین امروز!

اومدم پژوهشکده، یهو رفتم به گذشته با صداهایی که به گوشم رسید، بله مراسم شروع سال تحصیلی مدرسه های گیو

امروز با منا قرار گذاشته بودم ساعت 9 بریم کوچولوهای کلاس اولی رو ببینیم

اما الان با این آهنگ هایی که می شنوم چقده دلم گرفته، راستش خیلی هوایی شدم و حتی دلم میخواد گریه کنم!!!

کاش در چشم برهم زدنی از بلاد مسکوت پلی تکنیک به دبستان پر شور و هیجان اسوه، فرسنگ ها دور تر از اینجا می رفتم

چقد حرف زدم! خیلی دلم گرفته بود، هفته ی شاد و سرشار از انرژی داشته باشید


....

راستی من هر فصل ی بار قالب وبلاگ رو عوض می کنم!...

ادامه نوشته