مرور میکنم گذشته را در پسین گاهی به نام شنبه از روزهایی در همین نزدیکی...
جهان روز و شب ابر
از حوالی همان کوچه ها...
چکه میکنـند
لحظههای من
بدون تو...
امروز میدانی
این چنـدمیـن روز است
تصـویـرهای ِ بی تو
ترتـیـبِ نگاهم را ...؟
امروز بدجوری... دچار نقطه چین بودم.
جهان روز و شب ابر
زمین سر به سر شعر...
...
سکوتی که شاید رساتر ز هر واژگانی است...
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 16:11 توسط هستي
|
میشود زیبایی پاییز را با هم