دلم گرفت...

خیلی..ی

کی از دوستان پیام گذاشته بود که از مطالب وبلاگم استفاده کرده است

دیدن متن هایم، برد مرا به روزهایی که قلمم برکت داشت و مثل این روزها دچار سکوت نبود..

آقا نوشتنت را روزیم بفرما...

السلام علیک یا صاحب الزمان


حرفی ندارم...

پس به رسم سالیان پیش

زمین در زیر نگاه قرار داده

                             و سکوت می کنم

فقط به صدای سهمگین ستیزه جویانی گوش می دهم که 1170 سال است

گوش هایشان را  زیر قلب های سنگی شان قرار داده اند

 تا صدای ِ رسای ِ تو را نشنوند..!

۱۱۷۰ سال است، که میان تو و حکومت سبزت، ستون های ستم بر افراشته

 و ناسپاسی پیشه کرده اند...

وای بر ما و بر تمام دست روی دست نشینان ِ این، مخروبه ی خاکی

با این همه،

تو روزی می آیی- حتی این سیاه رویان نیز ایمان دارند – و بر تمام سبز دلان این سرزمین سبز می تابی

همه می دانیم

افسوس که خزان دلم سبزی ِ آسمانی ات را تا ابد لایق نیست...

17 اسفند ماه 1387