سلام
مدتی هست که دوست دارم سکوت کنم و شاید فکر
درس ها فرصت نمی گذارند برایم شاید، می آیم نگاهی می اندازم و مرور خاطراتی...
اما نظر یکی از خوانندگان این بلاگ خاموش جالب بود!
"سلام اینجا کسی هست ؟ چرا صدام اکو میشه ؟؟؟؟ سلا.. سلا.. م م م م"
سلام
آره ی نفر هست، که میاد و سر میزنه به خونه
......
وقتی تمام حرف ها و واژه ها تفسیر اوست
حرفی نمی زنم
از خود برای بودنش، سرشار رفتنم
زمستان رسید و من از سردی فاصله
سخت تر می لرزم...
کسی به پای تو نمی رسد، خوب می دانم
اما
وقتی برای رسیدن خودم به پای دوست
درگیر رفتنم
نادیدن تو را تنها، به پای اشتیاق فطری ام گذار
از دل و خاطرات گذشته اش
سهمی برای آینده کنار بگذار..
خوب می دانیو می دانم که واژه بودند فقط
و گهگاهی موزون تپش های دلم شدند....وزن گرفتند!
همین...
+ نوشته شده در جمعه هشتم دی ۱۳۹۱ ساعت 9:48 توسط هستي
|
میشود زیبایی پاییز را با هم