محرم امسال را با یک شعر گذراندم که بخشی از آن می گوید:


تب و تاب هر قطره ی خونم زینبه

تو کتاب عاشقی رسم و جنونم زینبه

به دلم میگم مزن بی خودی لاف عاشقی

توی این وادی اگه عاشق اونم زینبه...


دلم چقد تنگ میشه برای " آااااااااه، محرم اومد از راه..."


نمی دونم چی میگم، شاید چون داریم نزذیک میشیم به سالگرد روزهای عاشقی ام در منزل دوست....


همون جمله که برای خودتان و من کربلا بخواهید، لطفا...