مدت ها بود که به وبلاگ های تازه به روز شده نگاه نمی کردم
امروز اما شاید باید...
و تیتر وبلاگ:
حاج بخشی در گذشت...
این نام خیلی آشنا ودر عین حال غریب بود اما تصویرش همه چیز را روشن کرد
پیرمرد مهربانی که همیشه او را شهید می پنداشتم!!!و باور نمی کنم در تمام این روزها او کنار من و زیر همین سقف به انتظار دیدار یار نفس کشیده است...
باورنمی کنم بستری بودنش را و رفتنش در سیزدهمین صبح از زمستان 90...
برایم شهیدی است که دوباره عروج کرد
به امید آنکه با معشوقش محشور شود
.......
حاج بخشی حافظه من وسط نشسته است...
نگاهش به دور دست هاست...همان پیرمرد مهربان و با صلابت سمت راست
که سالها همین حوالی بوده است

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم دی ۱۳۹۰ ساعت 12:6 توسط هستي

میشود زیبایی پاییز را با هم