از ميان نوشته هايم براي تو...
لحظه هاي عاشقانه،در هواي تو
لحظه هاي سخت و ناگزير رفتنم
ماندن دلم،شكستنم براي تو
2)قاصدك ز راه ميرسد
قاصدي ز چشم هاي سبز تو
ميرساندم خبر، كه مي رسد
لحظه ي رسيدن نگاه تو
3)با هر طلوع چشم تو
مغرب به چشمم مي رسد
گويي نگاه تو شب است
ماهم ز راه مي رسد
4) از شهر من تا شهر تو
چندين بهار، فاصله است
اما پل نگاه تو
فاصله را ربوده است
ظهردوازدهمين روز از آخرين ماه بهار،
رودخانه كوئين عليا(طالقان)
....
چقدر سرودنت دلپذير بود، در زير بارش آفتاب و در ميانه پرواز قاصدك ها
سمفوني دل انگيز رودخانه و زمزمه آواز باد در ميان درختان، نوازش پرمهر دستان نسيم و یاد تو...
میشود زیبایی پاییز را با هم